خانه » نوشته‌های حامد بیدل » شبه‌شعرهای حامد بیدل

شبه‌شعرهای حامد بیدل

محرم باز از سالی گذر کرد!

محرم باز از سالی گذر کرد دو چشمم باز هم تنها نظر کرد صفر بار سفر را باز بسته است و تا سالی دگر در آن سفر هست بساط چای نذری ها دگر نیست اگرچه بودنش جز درد سر نیست ادامه دارد… حامد بیدل بیشتر بخوانید »

من یکی عاشق جان سوخته ام

من یکی عاشق جان سوخته ام از برای تو روان سوخته ام گر تو از من رو بری من بی تو هم می پرستم آنکه را روزی خورم حامد بیدل لطفاً از این مطلب بدون ذکر منبع “حامد بیدل (hamedbidel.ir)” استفاده نکنید. بیشتر بخوانید »

ای عشق شکسته ای مشکن ما را

سلام. شعر کوتاهی که در ادامه میخونید داستان جالبی داره. بیت اول این شعر رو گویا معلم خوب درس ادبیات بنده در دوره راهنمایی، جناب آقای روزمزدی، سر کلاس درس سرودن که بعدها این بیت مجدد از ذهن من عبور کرد و بیت بعدی اون رو سرودم. ایشون در مصرع دوم سروده بودن: در خاک رهت دگر میفکن ما را. اما… ازاونجا که این شعر از ابتدا کمی ناب به نظر میرسه من رو به این فکر واداشت که نکنه این شعر به هر حال از طریقی در ضمیر ناخود آگاه من حک شده و در واقع ممکنه مال خود ... بیشتر بخوانید »

عشق همچون آتشی پر ز زبان

عشق همچون آتشی پر ز زبان گر یکی سوزد بسوزاند جهان این جهان از عشق او دارد روان گر نباشد عشق او نا شد جهان حامد بیدل لطفاً از این مطلب بدون ذکر منبع “حامد بیدل (hamedbidel.ir)” استفاده نکنید. بیشتر بخوانید »

عشق را بر سر گذار

عشق را بر سر گذار برحذر باش از نظار رو به سوی عشق خود تحفه ای دیگر گذار حامد بیدل لطفاً از این مطلب بدون ذکر منبع “حامد بیدل (hamedbidel.ir)” استفاده نکنید. بیشتر بخوانید »

ای حسین ای ظلم دیده از همه

ای حسین ای ظلم دیده از همه از چو من از چون یزید از چون رمه ظلم کردم بر تو و آل ات مدام چون بدم غافل ز کلمات همام گرچه در کرببلا جانم نبود لیک حالا سرفکندم رو کبود گرچه ایزد کرد بر من منتی تا نباشم من از آن بد امتی باز من نشناختم راه تو را گرچه بیش از قرن ها دارد جلا لیکن اینجا منتی بر من گذار تا که روحم را کنم من واگذار تو مدد کن تا ابد جان مرا زین پس از هرچه پلیدی و بلا تا شوم حلقه به گوشت صاحبا نادمم ... بیشتر بخوانید »